( دل سوخته )

پروانه شدم با ل و پرم سوخت بدنیا
بی بال پرواز چگونه کنم اینک خدایا
شمعی که بگردش بگشتم همه عمر
هم با ل بسوزاند مرا هم جگرم را

پروانه شدم با ل و پرم سوخت بدنیا
بی بال پرواز چگونه کنم اینک خدایا
شمعی که بگردش بگشتم همه عمر
هم با ل بسوزاند مرا هم جگرم را
ای ما درم ای ما درم ای که تو یی تاج سرم
شب تا سحر بیداریت آن دم به دم هوشیا ریت
گر تب نمودی این تنم با آ ن د عا و زا ر یت
تب از تنم بیرون شود لب خند من د ل د ا ریت
ای ما درم ای ما درم ای که تو یی تا ج سر م
از شیره جا نت مرا سیر ا ب کرد ی ما د را
کردی پرستا ری من تو با محبت با صفا
از تو ببیا ید آموخت د رس نجا بت و وفا
ای ما درم ای ما درم ای که تو یی تا ج سرم
دستای پر از محبتت گرمی د هد بر جان من
آغوش پر از مهر تو ما وای من پنا ه من
ای سینه ات کانون عشق ای جان من جا نا ن من
ای ما درم ای ما درم ای که تو یی تا ج سرم
ای ما درم ای نا زنین بر همتت صد آ فر ین
گویم که تو فرشته ای نه در سما که در زمین
در زیر پای تو بهشت ای تو فد ا کا ر ترین
ای ما درم ای ما درم ای که تویی تاج سرم
از دا من تو میرو ند معرا ج مرد ان خدا
نزد تو فرزند ت عزیز پولد ا ر با شد یا گدا
گر هر کدام بیمار شود از حق بخواهی تو شفا
ای ما درم ای ما درم ای که تویی تا ج سرم
نو ر نگا ه تو کند روشن تما م خا نه را
بوی تو باشد همچوعطر عطران کند کاشا نه را
آ ن همت وا لای تو آبا د کند و یرا نه را
ای ما درم ای ما درم ای که تویی تاج سرم
از حق بخواهم دم به دم دست تو با شد بر سرم
در این جهان بعد از خدا تنها تو هستی یا و رم
یارب نگه دارش نکو جان من است این مادرم
ای ما درم ا ی ما درم ای که تویی تاج سرم
توکه نیستی که ببینی مرغ دل بی آشیونه
توکه نیستی که ببینی شب تاصبح چشام بیداره
یا د چشمای قشنگت دل و آروم نمی زاره
توکه نیستی که ببینی دل من غرق نیازه
هیکلت خیلی قشنگه اون نگا ت وای که چه نازه
توکه نیستی که ببینی چشم به راهم من همیشه
فکربی توموندن من وای خدا نگو نمیشه
توکه نیستی که ببینی با تو من اوج بهارم
بی تو پاییزو زمستان شا ید م یه شور زارم
توکه نیستی که ببینی دل من کرده هوا تو
اخه دوست دارم بچینم غنچه سرخ لبا تو
توکه نیستی که ببینی دل من بی هم زبونه
مرغک باغ دل من دیگه آواز نمی خونه
کی میای پس نازنینم روی ماهت رو ببینم
بسکه اشگ ریختم براهت دیگه جایی نمی بینم
کی میای پس نازنینم سر راه تو بشینم
بیارم هفت گل رنگی لای موهات بنشونم
روز عید است ای مسلمان
روز شادی و سرور است
همه عالم غرق نور است
قا ئم آ ل محمد
آ خر ین و صی ا حمد
آمده ا ینک بد نیا
آ ن عز یز رب یکتا
آنکه خصم کافران است
یا ور مستضعفا ن است
آن که حجت بر زمین است
حا می قرآن و دین است
پس کنید شادی کنون ای شیعیان
متولد گشته است صاحب زمان
مهدی هادی عدالت گستر است
کار کفرو مشرکین هم یکسراست
آنکه بر امر خدا هست در نهان
پاک سازد از پلیدی این جهان
آن زمان آید که حق گوید به او
شیعه را گو حال او گردد نکو
طالب حق گر شدی راهش بدان
تا که نامت نیک برانند بر زبان
زبی مهری نمودی چاک چاکم
شکستی عاقبت این قلب پاکم
ولی با این همه بی مهری تو
برای د ید ن تو من هلا کم
به چشم تر کنم یاد تو ای یار
نبینم گر تو را کارم شود زار
بود لازم به هرگل بو ته ای خار
به بوته گل تویی هستم منم خار
ای پدر تو چون چشمه ای جوشان هستی
که باغچه خانواده را به گلستانی تبدیل کردی
وچون آبشاری ما را از محبت هایت سیراب نمودی
همیشه چون آن چشمه جوشان و آبشار گونه
ما را از محبت خود سیراب کن تا سبز بما نیم
و بدان که قدردان این محبت خواهیم بود تا ابد
روز تولد امیر مومنان علی (ع) وروز پدر برهمه پدران ایرانی مبارک باد
ای علی ای شاه مردان خدا ای علی ای شافع روز جزا
ای تو عبد صا لح پروردگار ای تو یاور بر رسول کردگار
زاده کعبه تویی ای مر تضی ای تو وارث بهر دین مصطفی
ای که زهرای بتول است همسرت ای که سائل را نراندی از درت
فاتح خیبر تو پور طا لبی در نبرد با دشمنان تو غالبی
شیر روز و زاهد نیمه شبی بهر مظلومان تو در تاب و تبی
ای که با بای یتیمان بوده ای بهر اسلام لحظه ای نا سوده ای
ای شهادت یافته در مهراب دین ای امام اول ما مسلمین
از برای حرمت وا لای تو گشته است روز پدر میلاد تو
گویم اینک من مبارک بر شما روز میلاد علی مرتضی
اگر عشقت بسوزونه وجودم
کنه ویرون همه تار و پودم
بیرزد گر نمایی بر من زار
نگاهی کز نگاهت جان بگیرم
اگر دنیا دهند م جمله یکسر
اگرخورشیدوماه پیشم نهند سر
نخواهم این همه جاه و جلالو
ولی خواهم براه عشق بمیرم
عشق از دوستی پرسید:
تفاوت من وتو در چیست؟
دوستی گفت:
من دیگران را با سلامی آشنا میکنم.
تو با نگاهی.
من آنها را با دروغ جدا میکنم.
تو با مرگ .